العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

145

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

مىشود عقيم كسى است كه براى او فرزندى متولد نمىشود و فرزندى كه از راه ناشايست متولد شود فرزند حساب نمىشود امام ميفرمايد خدايا ترا با آميزش خود معصيت كردم آن چنان كه ميخواستى مرا عقيم مىنمودى پس معلوم مىشود امام كارهاى ضرورى زندگى را حتى به جهت دور شدن به همين اندازه از ساحت قدس پروردگار معصيت مىبيند و استغفار مينمايد بعينه عبارات نيز ميتوان به همين طريق توجيه نمود . و همچنين موارد ديگرى نظير اينها را اين توجيه بسيار عالى است كه موجب رفع شبهه ميگردد و كسى كه از ديده خود كورى و از دل خويش نادانى را بر طرف كند رهنمائى ميگردد . اى كاش سيّد رضي الدين زنده مىبود اين توجيه را به او عرضه ميداشتم و مزاياى آن را توضيح ميدادم خيال نميكنم اين توجيه را ديگرى در مورد جملات دعا كرده باشد و كسى چنين راهى را پيموده باشد . گاهى فكرى عاطل به نتيجه‌اى معجز آسا ميرسد چنانچه از قديم گفته بالاخره از ميان تيرهاى بخطا رفته يكى بهدف ميرسد . آنچه صاحب كشف الغمه در توجيه اين دعا گفته توضيحى عالى است در مورد نسبت گناه و خطا كه گاهى ائمه عليهم السّلام به خود نسبت ميدهند . اختصاص : صالح بن حماد نقل مىكند كه امام صادق عليه السّلام فرمود خداوند ابتدا ابراهيم را بعنوان بنده خود گرفت قبل از اينكه پيامبرش كند و او را به مقام نبوت رساند قبل از اينكه مرتبه رسالت به او بخشد و او را رسول خود قرار داد قبل از اينكه بعنوان خليل و دوست او را برگزيند و او را دوست انتخاب كرد قبل از اينكه امام قرارش دهد . وقتى اين مقامها برايش آماده گرديد به او خطاب نمود كه من ميخواهم ترا امام قرار دهم . ابراهيم كه متوجه عظمت مقام امامت بود گفت از نژاد و خاندان